تبليغاتX
خاطرات يك مرد كوچك

خاطرات يك مرد كوچك

(( مبين نام خداست و هديه اي از طرف خدا ))

زيباترين نگاه

 

ما هيچ

ما نگاه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آبان1390ساعت 11:10 AM  توسط مامان سولي  | 

spiderman's birthday

جناب آقای اسپایدر من

( الهی قبرون ژست گرفتنش برم)

تمام تزیینات  اسپایدری بود که خاله مریم زحمت خریدشون رو کشیده بودن( ایشالو تو عروسیشون جبران کنیم)

 رولت نون پنیر.رنگینک. شیرینی. میوه . تنقلا ت و ....

شام هم ساندویج کالباس. سالاد ماکارونی. پیراشکی مرغ.سالاد الویه. ژله .رنگینک و نوشیدنیهای مجاز

 

 اینم کیک اسپایدری مبین

 کیک مبین و کاپ  کیک دوستاش

 فامیل هم جمع شدن خفن( مریم و محمد و مبین)

 قبرون خنده هات برم گلم

اشتباه نکنید اینجا مهد کودک پویا نیست

خونه باباجون جون مبین هست

و چهارمین تولد مبین

۱۱ تا از بچه های مهد کودک مذکور تو جشن تولد شرکت داشتن اونم پر رنگ

مهمونهای کوچولو و عزیز مبین:

 مریم امیری. محمد حسین زاده.متین محمودی. سهیل نظری. محمد ابراهیمی. محمد مصلی نژاد. هانی مصدق.هستی مصدق. احمد رضا افروغ. پردیس افروغ.رادمهر برزگر. مهرانا برزگر. باران مبارکی. نسیم مبارکی

هدی. زینب. یلدا. امیر محمد.ملیکا . علیرضاو ...

 

حداقل به بچه ها خیلی خوش گذشت

خداییش کنترل این همه بچه خیلی مشکل بود

نمیدونین چه اتیشی سوزوندن این وروجکای شیطون بلا

فکر کنم افسردگی بگیرم( چون نمیتونم عکس خودمو بزارم)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1390ساعت 9:27 AM  توسط مامان سولي  |